دنیای این روزای من...

بنام خدای خوب و مهربون که هر وقت دست دعا به سمتش دراز کردیم محکم دستمون رو گرفت و دعا هامون رو براورده کرد

پائولو کوئیلو ...

چه حقیر است این عشق

گر بماند به میان من و تو،
خود بمیرد در خود،
گر ببندد در خود،
و بماند به میان من و تو .
عشق در بسته ،
ناسزایی ست به عشق همگان .
او که سیبی را دوست می دارد،
به همه مهر می ورزد.
که همه از گوهریکتایند.
من به خوبی می دانم،
که ورای من و تو ،
هستی هست ،
عشق ما می میرد،مگر آزادشود..
رفتنت رنج من است ،
رنج من عشق من است ،
پس رهایت خواهم کرد ،
که تو را آزاد دوست می دارم ...

   + ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/٢٥
comment نظرات ()